تبليغاتX
داروگ
. . . these words I write keep me from total madness

 

مربع – دایره – مستطیل – منحنی . هندسه من تا همین حد قد می دهد. می دانم ضعیف است. در عین حال ساده ترین است. ساده ترین : همین مربع . دوستش دارم .تمام اتاقم را با سادگی اش تجلی بخشیده ام. از بزرگترین مربع گرفته تا کوچکترین . کتاب هایم در همان چهار مربع فلزی در هم تپیده اند. تصویرهای  خاکستری انسانها ؛ این بزرگترین دریچه زندگی ام ، با حضور سرخی کوچکترین ها از دل دیوار بیرون آمده اند. در کنارم قدم می زنند.مویه و شیون می کنند.از بزرگترین مربع تا کوچکترین .

آنجا ، آن گوشه قابی بر دیوار دارم. تا همین  حد که فقط بتوانم خودم از آن عبور کنم. شروع به کشیدن نقش دوست داشتنی ام می کنم. چهار پاره خط. چهار دوره . چهار داستان کوتاه به قدمت تاریخ "من" . کند است. نوک قلم ام یاری نمی دهد. قلم ام کمرنگ تر از آن است که نقشی – پاره خطی – از خود بر جای بگذارد. سرمایه ی ما ، هر دو کاستی نمی گیرد. به اندازه یک عمر سرمایه ! شاید  پاره خط اولم را کامل کرده باشم.اما شروعی بر دومی نمی بینم." عاقلانه " خواندم ؛ تو هم بخوان :

 

به قول چانگ ! انسان اندیشمند هرگز به دنبال نتیجه نمی رود و نمی تواند برود . وقتی خود زندگی یکسره و بی انجام است ، چطور انسان عاقلی می تواند نتیجه بخواهد و این یکسرگی را قطع کند ؟ وقتی به دنبال نتیجه ای قاطع می روید ، به این معناست که به زندگی می گوئید : " ای زندگی بایست و در یکجا به نتیجه برس ! "

 

تا به حال چند مربع قلم زده ای ! تا به حال چند دایره را دور زده ای ، چند بار به تماشای پیچ در پیچ _ پیچ زندگی تمام حواست را داده ای .می توانی خود ببینی چه خطوط درهم برهمی نقش زده ای.

 

 

خدا را چه دیدی ، شاید این بار درآغاز دور دوم زندگی ، مربعی قلم زدم که تمام قابم را در بر بگیرد.

با تو هستم ؛ حقیقت را یافته ای ؟! به نتیجه رسانده ای ؟! هوس دور بزرگتری را نداری ؟ نگران کوچکی قامت ات نباش .تا آنجا که یاری می بینی بزرگتر دور بزن. زندگی ، خود به نتیجه می رسد.
 

 

نوشته شده توسط jOo jOo در ساعت 22:18 | لینک  |