من یک زنم. رسمیتی از برای "قانون تن" قائل نیستم.تمام خط کشی های قانون" بی زن " را نقد می کنم. من فمنیست نیستم.من وطن پرست هم نیستم.آخر وطن پرستی قید است.قانونم ، بی مرزی است. دنیایم پرزتشویش است. دوست دارم با دستان خدا کودکان را نوازش کنم.ازدروغ بیزارم.شاید بتوانم اندکی راجع به عدالت بنویسم.اما اعتقادی به آن ندارم.آخر، اول آدم خودش دیگران را ترک میکند، بعد وضع بر عکس میشود. گاهی این چیزها را که میبینم فکر میکنم شاید ایمان بیاورم که عدالتی هم هست. دلتنگ کسی نیستم. همیشه دستانش را در بغل میگیرم ودور می شوم.تا او دلتنگ شود . و سکوت پاسخی ست به دل دل دستها در هوس لمس تن! ومن دیوانه سکوتم...